تبليغاتX
سی نمای موسیق - تاريخچه اسكار – بخش نخست

آكادمي هنر و دانش سينما – Ampas در دهه 1920 به ابتكار لوئيس ماير،‌ رئيس وقت كمپاني بزرگ هاليوودي،‌مترو – گلدن – ماير پا گرفت و از سال 1929 جشن ساليانه سينمايي كه به اسكار – Oscars سرشناس شد به عنوان كهن ترين و بزرگترين جشن سينمايي و هنري جهان مطرح شد.

نخستين جشن جايزه اسكار در مي 1929 در هتل روزولت هاليوود و واپسين آن در مارچ   2009 در كوداك تياتر همانجا برگزار شده است.



چيستي جايزه اسكار :

نام اسكار چندان هوشمندانه نيست و خيلي ساده تر از آنچه تصور كنيد به صورت عاميانه بر روي اين جايزه گذاشته شده است.

اعضاي آكادمي كه كمتر از 6000 نفر از برجسته ترين دست اندركاران سينما هستند در رشته هاي خودشان از ميان نامزدهاي آن جايزه بهترن را گزينش كنند. همه اعضاي آكادمي از هر رشته اي حق دارند به جايزه بهترين فيلم سال نيز راي بدهند. اعضاي آكادمي فقط ميتوانند به آيتم هايي راي دهند كه در سال پيشين ميلادي در لس آنجلس اكران شده باشد. هر فيلمي از هر كجاي جهان ميتواند نامزد شود،‌ به شرط آنكه در زمان مورد نظر در لس آنجلس اكران شود و برنده شدنش بستگي به راي دادن اعضاي آكادمي است و بس. آكادمي به مرور زمان جوايز خود را گسترش داده و براي پشتيباني از رشته هاي وي‍ژه كه شانس پيروزي آنان در بخش اصلي كم است، بخشي جدا قرار داده است. از جمله اسكار بهترين فيلم غير انگليسي زبان، بهترين فيلم كوتاه، بهترين فيلم انيميشن (از سال 2001 با فيلم شرك)، بهترين فيلم مستند،‌بهترين فيلم كوتاه مستند و ...

اين گزينش كاملا محرمانه بوده و در نامه هاي مهر و موم شده قرار داده ميشود تا در خود مراسم جلوي چشم بينندگان باز شده و خوانده شود.

توجه شود كه جنس اسكار با جشنواره هاي سينمايي متفاوت است. اسكار يك جايزه سينمايي است كه به فيلمهاي پيشتر اكران شده داده ميشود و نه مسابقه اي براي فيلمهايي كه افتتاح ميشوند. از اين نظر جشن خانه سينما در ايران همسان اسكار بوده و جشنواره فجر را بايد با كن مقايسه كرد.

جايگاه جشن اسكار :

مراسم اسكار از آغاز به صورت راديويي و از طريق مطبوعات انعكاس يافته و از سال 1953 از شبكه NBC آمريكا – يكي از سه شبكه بزرگ و سراسري آمريكا – پخش شده است و در كنار فينال جام جهاني فوتبال، افتتاحيه المپيك و فينال فوتبال آمريكايي يا سوپر بول پر طرفدارترين برنامه زنده جهان. واپسين آمريكا از بينندگان يك ميلياردي اين برنامه حكايت ميكند كه اين فقط مربوط به پخش مستقيم آن است. و با افزودن كساني كه آنرا غير مستقيم ديده يا بخشهايي از آنرا در خبرها ميبينند آماري شگفت انگيز بدست مي آيد كه نشانگر قدرت جشن اسكار در افكار عمومي جهان است.

همين باعث شده است تا جشن اسكار هر سال زير تاثير شديد فضاي سياسي – اجتماعي آنزمان آمريكا و جهان باشد و هنرپيشه ها كه پس از دريافت جايزه اجازه سخني كوتاه دارند گاهي از آن براي اهدافي ديگر بهره برداري كنند. كه از مهمترين نمونه هاي آن سخنراني مايكل مور كارگردان آمريكايي در اسكار 2004 پس از دريافت جايزه براي فيلم فارنهايت 9.1 بر ضد جورج بوش رئيس جمهور وقت آمريكا بود.

جشنهاي ديگري همچون Golden Glob – انجمن منتقدان خارجي سينماي آمريكا – كه چندي پيش از اسكار در هر سال برگزار شده و عملا مقدمه اي براي فتح اسكار از سوي كانديداها است و نمونه هاي ديگر در كشورهاي جهان و همچنين جشنهاي غير سينمايي چون  Emmyبراي جوايز تلويزيوني، MTV براي موزيك ويدئوها و Grammy يا AMA براي موسيقي در آمريكا همه از سوي اسكار الگو برداري شده اند.

از نظر تاثير پذيري يا تاثير گذاري جايزه اسكار بر سينماي جهان بحثهاي فراواني شده و ميشود. در سنجش با جشنواره هاي هنري چون جايزه كن يا ونيز اسكار اهميت به مراتب بيشتري به عوامگرايي و مردمي و محبوب بودن ميدهد و با نگاهي به فهرست فيلمهايي كه در درازاي اين 80 سال جايزه بهترين فيلم اسكار را گرفته اند يا بازيگراني كه جايزه بهترين بازيگري را بدست آورده اند،‌پي ميبريم كه جو عمومي مردمي بر روي راي دهندگان آكادمي تاثير بسزايي دارد.

در سالهاي گذشته دوري افراطي از عوام زدگي را ديديم. به گونه اي كه از سال 2000 به اين سو،‌4 بار جايزه بهترين فيلم سال به تبعيت از جشنواره هاي اروپايي به فيلمي مستقل و كم هزينه و خارج از كمپاني هاي بزرگ هاليوود داده شده است. American Beauty، Crash، No Country for Old Men و Slumdog Millionaire جايزه بهترين فيلم را گرفته اند.

كه دو تاي آخر در دو سال گذشته بوده است. و بايد ديد آيا اين به روندي نوين براي اسكار تبديل ميشود يا خير؟

در ميان نامزدهاي امسالA Serious Man ، precious و The hurt locker به عنوان نامزدهاي سينماي مستقل شانس خود را براي دريافت جايزه بزرگ اسكار مي آزمايند. تا شايد همچو هر دو سال گذشته،‌چنين شود.

ميتوان جوايز جشنهاي سينمايي را به دو بخش هنري و فني بخشبندي كرد.

بهترين فيلم،‌كارگرداني،‌بازيگري اصلي (مرد و زن)، ‌بازيگري مكمل (مرد و زن)، فيلمنامه، موسيقي - Score و ترانه - song،‌9 جايزه هنري به شمار مي آيند كه يك فيلم ميتواند به آنها برسد.

فيلمبرداري،‌تدوين،‌صداگذاري،‌جلوه هاي ويژه تصويري،‌جلوه هاي صوتي، دكور، لباس، گريم

 

نگاهي به دوران كلاسيك :

  • دوست دارم سخن را با اشاره به جايزه قدرداني اسكار از والت ديزني – رئيس وقت كمپاني والت ديزني براي انيميشن ميكي ماوس در سال 1930 آغاز كنم.
  • آغاز توفاني اسكار را بايد با يورش بيرحمانه بر باد رفته Gone with the wind در سال 1939 همزمان دانست. جايي كه 9 اسكار از جمله بهترين فيلم سال به آن رسيد. هرچند كلارك گيبل بي نصيب ماند!. ستم بزرگ بر فيلم گوژپشت نوتردام رفت.
  • همشهري كين Citizen Kane،شاهكار اورسون ولز، ‌در سال 1942 ميتوانست همچو بر باد رفته بر قله اسكار بيايستد ولي چنين نشد و از 9 جايزه اي كه برايش نامزد شده بود تنها براي بهترين فيلمنامه اورجينال اسكار گرفت!.
  • ديگر فيلم مهم دهه 1940 آمريكا،‌كازابلانكا بود كه در سال 1943 جايزه اسكار را از آن خود كرد.
  • هملت در سال 1948 به اين عنوان رسيد. همچنين بايد به اسكار اينگريد برگمن براي فيلم Gaslight در سال 1944 اشاره كرد.
  • 1956 از آن فيلم دور دنيا در 80 روز بود. بر اساس اثر ژول ورن كه چند بار ديگر بازسازي شده و هرگز كاميابي اين اثر كلاسيك را بدست نياورد. پل رودخانه كواي- A bridge on the river Kwai جايزه سال 1957 را كسب كرد و شاهكار تاريخي سده بيستم،‌بن هور اثر ويليام وايلر با بازي ليو والاس، 11 اسكار سال 1959 را به خانه برد. ركوردي كه هنوز شكسته نشده است. اين فيلم در يك رشته ديگر هم نامزد شده بود و تا سال 1998 پر افتخارترين فيلم تاريخ بود. كه سپس عنوان خود را با تايتانيك جيمز كامرون مشترك شد.
  • هامفري بوگارد براي فيلم ملكه آفريقايي جايزه سال 1951 را گرفت،‌و مارلون براندو جوان به اسكار سال 1954 براي فيلم On the waterfront رسيد. الك گينس براي فيلم پل رودخانه كواي اسكاري شد و چارلتون هستون براي فيلم بن هور.
  • اينگريد برگمن هميشه تحسين شده جايزه آكادمي براي فيلم Anastasia در سال 1956 را هم گرفت تا با دو اسكار به تاريخ بپيوندد.
  • در سال 1961 West side story بر Guns of navarone پيروز شد. اين فيلم براي 15 جايزه كانديد شده بود. چيزي كه ديگر هرگز روي نداد. و سال بعد لورنس عربستان به اين عنوان رسيد. جايزه اسكار سال 62 به فيلم Tom Jones رسيد و ديگر شاهكار سده بيستم يعني آواي موسيقي (در ايران اشكها و لبخندها) The Sound of music در سال 65 اسكارها را گرد آورد. جايزه سال 1966 را مردي براي تمام فصول – A man for all season گرفت تا اين پاياني بر دوره كلاسيك باشد.
  • برت لنكستر اسكار بهترين بازيگر مرد سال 1960 را براي Elmer Gantry گرفت و جان وين پس از سالها فعاليت بلآخره در سال 1969 براي فيلم True Grit به جايزه آكادمي رسيد.
  • اشتباه بزرگ اسكار جايزه دادن به اليزابت تيلور براي فيلم Butterfield 8 بود. فيلمي كه خود تيلور گفت هرگز آنرا تماشا نميكند!. سوفيا لورن براي فيلم Two Women در سال 1961 جايزه بهترين بازيگر زن را گرفت. سپس اليزابت تيلور براي فيلم چه كسي از ويرجينيا وولف ميترسد – Who's afraid of Virginia Woolf دومين اسكار خود را دريافت كرد. و باربارا استرايسند اسكار سال 1968 براي Funny Girl را به خانه برد.
  • هركس كه درباره اسكار در دوره كلاسيك سينما سخن بگويد،‌به ياد بي مهري آكادمي و ديگر محافل سينمايي آمريكا به چارلي چاپلين،‌ستاره بي جانشين انگليسي سينماي جهان مي افتد. تنها دو فيلم از چارلي چاپلين در آكادمي ديده شد. ديكتاتور بزرگ در سال 1941 و موسيو وردو در سال 1947 كه به همينها هم هيچ جايزه اي داده نشد. چندي بعد چارلي چالپين به جهت افكار ضد سرمايه داري به آمريكا ممنوع الورود شد! همين بي مهري باعث شد تا او پس از فيلم ديكتاتور بزرگ در 35 سال پاياني عمرش فقط سه فيلم بسازد. تا اينكه در سال 1973 با احترام به هاليوود دعوت شده و جايزه گرفت.
  • هرولد لويد ديگر كمدين بزرگ دوران سينماي صامت نيز هيچ جايزه اي از اسكار نگرفت. حتا جايزه پاسداشت يك عمر فعاليت هنري را!.
  • ديگر بزرگ دوران كلاسيك كه آكادمي افتخار جايزه دادن به او را نيافت! آلفرد هيچكاك كارگردان بود. او براي 5 فيلم نامزد شد ولي هرگز جايزه نگرفت.

از نيمه دهه 1960 عنصر رنگ به سينما افزوده شد. هرچند همچنان بسياري از كارگردانان ترجيح ميدادند سياه و سفيد كار كنند. درست همچون دهه 1930 كه چارلي چاپلين ها و هرولد لويدها با اصرار فراوان بر روي سينماي صامت عملا خود را به نابودي كشاندند.

باور كلاسيكها بر اين بود كه سينماي رنگي تصويري بيش از اندازه واقعي ارائه ميكند. درحاليكه در سينماي سياه و سفيد،‌دست كارگردان و فيلمبردار و نورپرداز براي فضاسازي باز تر است. با اينحال ميل مردم كه صاحبان اصلي هنر هفتم هستند براي رنگي ديدن انكار ناپذير بود. و همين منجر به رنگي كردن فيلمهاي قديمي دوران كلاسيك نيز انجاميد.

دوران كلاسيك سينماي هاليوود دوران فيلمهاي وسترن، گانگستري،‌هراسناك و هيجان آور هيچكاكي و فيلمهاي موزيكال و از همه مهمتر عصر زرين كمدي از هرولد لويد و چاپلين و باستر كيتون و ابوت و كاستلو تا برت لنكستر و اوليور و هاردي و جري لوئيس به پايان رسيد. و به باور منتقدان كلاسيك پسند نه تا امروز و نه هرگز آن دوران طلايي تكرار نخواهد شد
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 15:57 توسط بهرام روشن ضمير |